![]() |
![]() |
|
| (شامل خاطرات و اتفاقات در خانه عشق و مطالب جذاب دیگر) |
|
هفته دیگه قراره سعید و سامان و مامانشون بیان خونه ما. حالا باید یک عالمه کار کنم، یکی از کارها، تمیز کردن یخچاله، یکی دیگه تمیز کردن و خونه حیاطه و یک کار مهم خرید کردنه. خوب فکر کنم یک سه - چهار روزی خونه ما بمونن. خیلی خوشحالم می یان خونمون و حسابی روحیمون عوض میشه.
خدا کنه من و تربچه عزیز، بتونیم به خوبی ازشون پذیرایی کنیم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/06/06ساعت 14:58 توسط پریا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
و خداوند عشق را آفرید، و چه خوش نعمتی است این عشق.
نام مستعار من پریا است و 28 سال است که در این دنیا زندگی می کنم و همسری دارم به گرمی خورشید و به لطافت برگ گل و به زیبایی مهتاب، که دوست دارم او را تربچه بنامم. تصمیم دارم اینجا از احساساتم و خاطراتم بنویسم، شاید شما همدمی برای شادیها و تلخیهای زندگیم باشید. |
| آرشیو موضوعی |
|
دوستان زندگی تربچه اقوام سفر فیلم و سریال و خداوند عشق را آفرید کتاب شعر و جملات خاص هنر عکس موضوعات روز احساسات آشپزی |
|
RSS
|