![]() |
![]() |
|
| (شامل خاطرات و اتفاقات در خانه عشق و مطالب جذاب دیگر) |
|
دیروز با مهرناز جان داشتیم پیاده روی می کردیم، یک کفش فروشی دیدیم ای کفشها بد نبود ولی به نظر من خیلی پیرزنونه و بی کلاس بود، قیمت روش زده بود؛ اول فکر کردیم۱۱۸۰۰ تومنه بعد دیدیم نه بابا ۱۱۸۰۰۰ تومانه
نمی دونم کی آ می یان این کفشها رو می خرن واقعا بعد از شنیدن پالتو بیست ملیونی این کفشها رو از نزدیک دیدن زیادم عجیب نبود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/12/15ساعت 11:16 توسط پریا |
|
|
امروز صبح همه که اومدن سر کار حسابی عصبانی بودند، به خاطر اینکه شنیدن که بنزین می خواهد بشه لیتری ۱۵۰ تومان!
دیروز شنیده ایم قیمت نان سال جدید اضافه نمی شود، خوب خوب است حداقل می توانیم آب به همراه نان بخوریم. شنیده ایم حقوق ها را امسال یک دفعه اضافه نمی کنند بلکه به صورت پلکانی اضافه می کند و اول سال هم ۸.۵٪ اضافه می شود و ما چقدر دلمان می سوزد از این اتفاق و هزاران اتفاق دیگر که شروع سال را برایت زشت نشان دهد! عجب دنیایی است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/12/02ساعت 8:57 توسط پریا |
|
|
" ۲۹ بهمن، روز عشق ورزیدن ایران باستان " سپندارمزدگان" مبارک باد. ( از ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیج) "
این اس ام اس دیروز توسط دوست خوبم شیما-ر بدستم رسید و تنها مسیجی بود که در مورد این روز بود. و چه احساس غروری به آدم دست می دهد وقتی تصور می کند که عشق ورزیدن در ایران قدمتی بسیار دارد. و من این روز را به تربچه عزیزم تبریک گفتم و می گویم: روز عشق مبارک |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/30ساعت 10:19 توسط پریا |
|
|
امروز صبح که آمدم توی حیاط زمین کمی خیس بود، گفتم لباسها را جمع کنم؛ از اولین تا آخرین لباسهایی که جمع کردم روی آخریش برف نشسته بود!
من که از دیروز شروع کردم به خانه تکانی، یک دفعه دوباره زمستان شد، و عجب برفی؛ اگر این چنین ببارد؛ حتما زیاد می نشیند، اینجا که نشسته ام و بیرون را نگاه می کنم، برف شدیدی می بارد و درختان پارک حسابی سفید شده اند و فکر کنم امروز چهره شهر چون عروسی زیبا، سفید پوش شود و چه زیباست این برف، در آخرین روز ماه بهمن چقدر شیرین است زمستان، وقتی انتظار برف آمدنش را نداشته باشی. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/30ساعت 9:22 توسط پریا |
|
|
روز پنج شنبه که رفته بودیم مهمونی خونه صحبااینا، خوب روزنامه می خوندم و یک خبر دیدم که حسابی ذوق کردم و اونم خبر افزایش مرخصی زایمان خانمها بود.
-حالا اونایی که تازه مرخصی زایمانشون تموم شده چقدر حسرت می خوردن! - فکر کنم یک کم تولدها بیشتر شود، - فکر کنم اونایی که قبلا مرخصی گرفتند حسابی غصه بخورند! - من اصلا به این موضوع فکرم نمی کنم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/11/28ساعت 13:45 توسط پریا |
|
|
چه خوب می شود اگر زود اتفاق بیافتد: "با صدور مجوز از سوي وزارت ارتباطات ، امكان ارسال و دريافت پيام كوتاه از طريق تلفن ثابت تا پايان امسال در استان هاي تهران ،فارس و كرمان فراهم مي شود . مدير شركت توليد كننده سيستم هاي Messaging در كشور گفت : پاپلوت اين سرويس با همكاري مخابرات استان فارس ، با موفقيت انجام شده و آمادگي كامل براي ارايه اين سرويس به مردم فارس فراهم است." برگرفته از سایت مخابرات |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/24ساعت 16:40 توسط پریا |
|
|
شنیدم جدیدن ها ( از ما که گذشت) مهریه به جای " عندالمطالبه" شده " عندالاستطاعه!
شنیدم دیه خانم ها عوض شده ( البته مطمئن نیستم) یعنی دیه خانم ها با آقایون یک اندازه شده! فکر کنم با این تفاسیر آمار مرگ خانم ها کاهش پیدا کنه! شنیدم سن ازدواج دیگه شده ۳۰-۳۱ برای خانمها ( من چقدر بچه بودم ازدواج کردم!)، یعنی ۴ سال دیگه مونده تا من به سن ازدواج برسم. شنیدم بازار ازدواج خیلی کساده (زمان ما که این طوری نبود و تند و تند دوستامون ازدواج می کردن!) و کم کم مغازه های آینه شمعدان فروشی، ... داره ضرر می ده و کم کم می خواند جمع شون کنن و به جاش کافی شاپ و فست فود بزنن که الان بازارش خیلی خوبه! شنیدم بازار خونه و مسکن خیلی رکود پیدا کرده و خونه یک کم ارزون شده! شنیدم بازار سیم کارت داغه، هی هم ارزون می شه و مخابرات فعلا از همه جلوتره! یعنی سیاستهاش پر طرفدارتره شنیدم زندگی خیلی شیرینه البته اگه شیرین نگاش کنی ! ( منم آخر نگاه شیرننننن شنیدم خدا آخره مهربونیه، منم عاشق آدمهای مهربونننننن خدایا شکرت
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/23ساعت 14:31 توسط پریا |
|
|
تو اتوبوس که سوار شدم، یک بچه ای تقریبا ۲ سال و ۳-۴ ماهه روی میله جداکننده قسمت آقایون و خانمهاست، نشسته بود.
ای وای از دست این بچه ها، آدمو سر کار می گذارند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/11/18ساعت 16:40 توسط پریا |
|
|
روز یکشنبه عصر تصمیم گرفته بودم تا برای شام سوپ درست کنم، اونم یک سوپ رشته خوشمزه
پریا با خود: آره به جای رشته بلغور گندم می ریزم. غذا پخته شد و یک سوپ " بلغور گندم" با طعم بسیار عالی و خوش مزه تهیه شد. حالا به شما خانم های خانه دار پیشنهاد می کنم این سوپ رو درست کنید، خیلی خوش مزه می شه و پشیمون نمی شید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/11/18ساعت 14:55 توسط پریا |
|
|
"شبكه تاكسيراني خصوصي با ظرفيت 200 دستگاه خودرو فعاليت خود را در شهر تهران آغاز كرد.
به گزارش ايسنا «اميرمحمد اسماعيلي» مدير شبكه تاكسيراني خصوصي افق سير آريا نيز در مراسم آغاز به كار اين شبكه در سخناني توجه به امنيت مسافران را از ويژگي بارز اين شبكه بيان و تصريح كرد: كليه رانندگان اين شركت گزينش شده و مدارك تحصيلي آنان بالاي ديپلم، فوق ديپلم، ليسانس و بالاتر است و برخي از آنها به زبان هاي خارجي از جمله انگليسي و فرانسوي آشنا هستند تا خدمات لازم را به مسافران خارجي ارائه كنند. وي با بيان اين كه رانندگان همچنين آموزشهاي لازم را فرا گرفته اند، افزود: خودروهاي رانندگان مجهز به GPS و تاكسي متر ديجيتالي است و با اين تجهيزات مشكل امنيتي و دريافت خارج از چارچوب نرخ كرايه تاكسي، براي مسافران ايجاد نمي شود و پرينت كرايه به مسافران تحويل مي شود. به گفته وي شهروندان مي توانند از امروز براي پاسخگويي به سؤالات، بهره مندي از امكانات اين شركت و دريافت اشتراك با شماره تلفن 1814 تماس بگيرند." برگرفته از سایت روزنامه کیهان |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/16ساعت 15:29 توسط پریا |
|
|
دیروز صحبا زنگ زد و گفت که زن عمو می آین خونه ما، خوب شاید این یک تعارف بود.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/11/04ساعت 9:50 توسط پریا |
|
|
من دلم می سوزد، من دلم می پوسد، و چقدر برایم سخت است که این خانواده های فقیر را می بینم.
آن خانواده چند ماهی است به دلیل فصل زمستان درآمد ندارد، آن خانواده دگر به دلیل بی کاری مرد مهندس خانواده درآمد ندارد، آن هم مهندس عمران، آن هم از دانشگاه دولتی تهران؟ آن خانواده دیگر به دلیل بدهی زیاد، درآمد ندارد؛ دکتر نمی رود تا پول خرج نکند و ... . چقدر سخت است فقر را می بینیم، در همین نزدیکی، در همین حوالی، می گویم که زندگی سخت نیست؟ می گوید: برای تو نیست؟ می گویم: عشق زندگیم را آسمانی کرده؟ می گوید: خدا را شکر که فقر در زندگیت نیست وگر نه عشق هم می رفت؟ ناراحت می شوم ولی نگاه می کنم به این مردم، به این خانواده ها، به این زندگی ها؟ کم کم خدا را شکر می گویم که فقر را هرگز نچشیدم، از کودکی تا کنون، و اکنون راحت تر از همیشه، لبریز از عشق، زندگی آرام و پر از عشق و شادمانی را می گذرانم، همسرم عزیز و مهربانم با من همچون شاهزاده سرزمین عشق رفتار می کند و من شادم و پرنشاط. ولی وقتی نگاه می کنم به این خانواده ها، به این زندگی ها، دلم می گیرد، قلبم می ایستد و دلم می خواهد زار زار گریه کنم، آن شب از ناراحتی خوابم نبرد، کمکی هم از دستم بر نمی آید، دلم می خواهد بنشینم و زندگیم را هی تکرار کنم و احساس کنم عشق را که هر روز برایم بیشتر می شود. خدایا به فقیران درآمد، به نا امیدان امید و به ما زندگی بهتری را عطا فرما |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/10/20ساعت 17:38 توسط پریا |
|
|
همان طور که همه می دانیم، مخابرات قیمت سیم کارت خود را کاهش داده و از اول بهمن ماه با ۱۵۰ هزار تومان پیش پرداخت ثبت نام می کند.
با تمام این تفاسیر قیمت گوشی همراه بسیار گران است و از این به بعد هم بیشتر خواهد شد. وقتی به مراکز فروش گوشی همراه می روی انگار همه مردم مانند شما آمده اند تا گوشی بخرند، جای راه رفتن نداری و حتی فروشندگان گاهی حوصله جواب دادن ندارند. یکی از همکاران اعلام نمود، در آینده ای نزدیک سیم کارتهایی به بازار می آید که بتوانی چند شماره روی آن داشته باشی، مثلا دو شماره مخابرات یا سه شماره یکی مخابرات، یکی تالیا و یکی ایرانسل. و اینچنین بازار تلفن همراه رقابتی شد، با خصوصی سازی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/10/20ساعت 16:13 توسط پریا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
و خداوند عشق را آفرید، و چه خوش نعمتی است این عشق.
نام مستعار من پریا است و 28 سال است که در این دنیا زندگی می کنم و همسری دارم به گرمی خورشید و به لطافت برگ گل و به زیبایی مهتاب، که دوست دارم او را تربچه بنامم. تصمیم دارم اینجا از احساساتم و خاطراتم بنویسم، شاید شما همدمی برای شادیها و تلخیهای زندگیم باشید. |
| آرشیو موضوعی |
|
دوستان زندگی تربچه اقوام سفر فیلم و سریال و خداوند عشق را آفرید کتاب شعر و جملات خاص هنر عکس موضوعات روز احساسات آشپزی |
|
RSS
|